
بوشهر بهار ۸۸
جهت خیابانها دقیقاْ بر عکس هستند...باز به هتل استقلال توجه فرمایید
ترم اول
كاربردنظامهاي ژئومورفولوژي درمعماري منظر- 2واحد- جبراني
بيان تصويري در معماري منظر -2 واحد- جبراني
بوم شناسي گياهي- 2 واحد -جبراني
كاربرد نقشه و نقشه برداري در معماري منظر- 2 واحد- جبراني
كاربرد كامپيوتر در معماري منظر 2 واحد- جبراني
زبان تخصصي -2 واحد -جبراني
ترم دوم
بسترشناسي و مهندسي سايت (محوطه) 2 واحد - اصلی
قابليتهاي طبيعي فلات ايران 2 واحد - اصلی
تاريخ معماري منظر 2 واحد - اصلی
روانشناسي محيط 2 واحد - اصلی
طراحي منظر و محيط 1 4 واحد - اصلی
گياه شناسي كاربردي 2 واحد - اصلی
ترم سوم
مباني نظري معماري منظر- 2 واحد - اصلی
قوانين محيط و نظامهاي طبيعي پويا -2 واحد - اصلی
طراحي منظر و محيط 2-4 واحد - اصلی
باغسازي ايراني -2 واحد – اختیاری
ترم چهارم
ساختار منظر و محيط- 3 واحد - اصلی
طراحي منظر و محيط 3 -4 واحد - اصلی
پایان نامه - 5 واحد - اصلی
دوست و همکلاسی نعمت عزیز فوت کرد .باورش سخته. سردبیر مجله اینترنتی منظر شده بود اما نمی تونست مطالبو آپلود کنه به من سپرده بود دو تا شماره براش آپلود کردم اون موقع کار دلچسبی نبود اما الان خاطره اش از یادم نمی ره... قرار بود اگه طراحی قبرستان رفسنجون گرفتم اونو هم تو کار سهیم کنم آخه موضوع پایان نامه لیسانسش قبرستون بود اما نشد ... همین هفته پیش بود که یک اس ام اس عجیب و غریب زد که اگه می خوای تو همایش سئول شرکت کنی بگو تا بیفتم دنبال کارهاش... می خواستن بچه ها رو ببرند کره! نهم شهریور اعزام بود اما الان شب هفتشه....جمعه رفته بود تا خبر رویت هلال ماه و از کردستان بیاره اما خبر دیگه ای آورد ....روحت شاد
موضوع از آنجا شروع شد که من و مسعود دوباره با هم همگروه شدیم و این مقدمه ای شد که امروز یکی از عجیب ترین حوادث (به نوعی ) اتفاق بیفته ...
میبایست گزارش کارگاه ساخت باغ موزه دفاع مقدس رو تو کلاس ارائه می دادیم اما دیروز که رفتم پیش مسعود و کمی کار کردیم کلاْ شد ۴ برگه ... اجازه عکس برداری هم نداشتیم کلاْ اصلاْ پروژه رو نتونستیم ببینیم و خوب گفتیم اشکال نداره به صورت انتقادی بحث مطرح میکنیم که اصول اجرای پروژه اینهاست ولی تو این پروژه رعایت نشده! خلاصه بار و بندیل بستیم برای یک شب تحویل کار راهی خوابگاه شدیم .
اما رسیدن همان و خوابیدن مسعود همان گفت صبح زود بلند میشیم کار می کنیم ...گفتم باشه من بیدار میمونم طرح کار می کنم... اما بعد از اذان صبح من دیگه داشتم می افتادم مسعود بیدار کردم گفتم من میخوابم پاشو کارو شروع کن به صادق سپردم که یکی دو ساعت دیگه بیدارم کنه... اما وقتی که بیدار شدم نه اثری از صادق بود و نه مسعود!
هر چی زنگ میزدم جواب نمی داد به محل کارش زنگ زدم باز بی اثر بود کسی نمیدونست کجاست...
و البته هنوز هم نمی دونم کجاست ... اما خوب با کلی نیش و کنایه از جانب استاد کنفرانس پرید...
و استادجمله ای گفتند به این معنا که با این مسعود دیگه رفاقت نکن! خودتو بدبخت نکن!
+سوء تفاهمی بود بر طرف شد
